• چهارشنبه ۲۱ شهریور ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۷
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 976-4614-5
  • خبرنگار : 18
  • منبع خبر : تولیدی

روایتی از یک سفر/

اندکی تامل...

محرومیت با مردم شرق و جنوب استان کرمان عجین است و فقر در آنجا نقش پرنگ‌تری دارد، آری درد فقر و نداری بیش از حد دل کوچک کودکان این سرزمین را می‌فشارد، کودکانی که با کفش‌های پاره و لباس‌های کهنه در خانه‌های محقرانه زندگی خود را سپری می‌کنند.

به گزارش ایسنا منطقه کویر، مردمان اینجا با بوی برنج و گوشت مدت‌هاست بیگانه‌اند، در ذهن مردم اینجا رفاه کلمه‌ای بیگانه است، اینجا درد فقر و نداری بغض در گلوی مردان و زنان گره زده است اما غرورشان اجازه فروریختن قطرات اشک را به آنها نمی‌دهد.
 
اگر می‌خواهید خط فقر را ببینید، به شرق و جنوب استان کرمان سفر کنید، فاصله‌ای هم با شما ندارد، بیاید و مردمانی که زیر این خط ایستاده‌اند را به‌نظاره بنشینید که عبور از آن به فاصله یک مصوبه است! به فاصله یک امضای ناقابل! دنبال نرخ واقعی تورم و بیکاری نروید، زیرا خط فقر همین جاست! درست در یک قدمی ما و شما و ما عابری گذران، فقط گذر می‌کنیم و آمارها را نگاه می‌کنیم، اما واقعیت، در شرق و جنوب استان کرمان شکل گرفته است. خط فقر همین جاست ...

صبح روز سه‌شنبه یک گروه 7 نفره با دو خودروی سواری از کرمان به سمت روستاهای شهرستان ریگان حرکت کردیم در بین راه که برای رفع خستگی و صرف صبحانه پیاده شدیم با یکی از هم‌گروهی‌هامون بر سر اعتقاداتمان مشاجره‌ای کوتاه داشتیم و پس از استراحت مسیر را به سمت روستای ملک‌آباد از توابع شهرستان ریگان ادامه دادیم.

مردم روستای ملک‌آباد در کنار کانکس داندان‌پزشکی گروه جهادی در زیر آفتاب داغ تجمع کرده بودند. خود را به جمع بانوان روستای ملک‌آباد رساندم و برای آنکه با آنها ارتباط برقرار کنم، پرسیدم که این تیم پزشکی چند روز است که در اینجا مستقر شده‌اند؟ که توجه همه آنها به من جلب شد و از میان آنها «بهناز دهقانیان» گفت: از روز گذشته آمده‌اند و آنها دندان‌پزشک، متخصص داخلی و متخصص زنان هستند و همچنین گروه‌های جهادی فرهنگی که قرآن، گلدوزی، بهداشت فردی، راه‌های مواجه با عقرب گزیدگی و مارگزیدگی و ... آموزش می‌دهند.

فقر دختران را از تحصیل محروم کرده است

یکی دیگر از اهالی این روستا شغل اصلی مردم روستا را کشاورزی دانست و از مشکلات عدیده روستا سخن به میان آورد و گفت: دختران ما به دلیل نداشتن مدرسه فقط می‌توانند تا کلاس ششم ابتدای درس بخوانند زیرا مدرسه دوره اول متوسطه در روستا نیست و فرزندان ما مجبورند که برای ادامه تحصیل به روستای رحمت‌آباد یا مدارس شهرستان ریگان بروند.



یکی دیگر از اهالی با تاکید برآنکه ما مدرسه ابتدایی در روستا داریم، ادامه داد: برخی از خانواده‌ها بضاعت مالی ندارند که هزینه سرویس فرزندانشان را تامین کنند و این عدم ادامه تحصیل فقط شامل دختران نمی‌شود بلکه برخی از پسرهای روستا نیز به دلیل فقر از ادامه تحصیل محروم شده‌اند. اگر مسئولین حداقل یک سرویس برای رفت و آمد فرزندانمان بگذارند و نیمی از هزینه آن را پرداخت کنند خیلی از فرزندان این منطقه می‌توانند به تحصیل خود ادامه دهند.

عصبانیت

یک خانم تقریبا مسن با عصبانیت جلو آمد و رو به من گفت: قسمتی از روستا آب و برق ندارد زیرا فشار کم است، همچنین در این منطقه (شامل روستاهای ملک‌آباد، شیرآباد، ابراهیم‌آباد، مرادآباد، شهدوست و به‌نظر) خیلی‌ها از خانه‌ها حمام و سرویس بهداشتی ندارند.

خانمی دیگر بازویم را گرفت و گفت: روز گذشته به دلیل نداشتن آب فرزندم به خانه یکی از اهالی برای گرفتن آب مراجعه کرده است که با چوب توی سرش زده‌اند، بیاید در خانه فرزندم را ببینید؛ اکثریت مردم این منطقه به دلیل مشکلات زیاد، بیماری عصبی دارند.

شب‌ها گرسنه و قوت غالب روزهای آنها یونجه یا ماست

وقتی از تغذیه‌شان پرسیدم، اظهار کردند: هر زمان که یارانه واریز کنند، گوشت مرغ می‌خریم. گوشت قرمز به ندرت مصرف می‌کنیم، بعضی‌ها گوسفند در خانه‌هایشان دارند اما آن را نمی‌کشنند بلکه می‌فروشند تا با پول آن مایحتاج دیگر خود را تامین کنند.

همه آنها بیان می‌کردند: افرادی که نخل دارند، شب‌ها نان خرما می‌خورند و مابقی اصولا شب‌ها گرسنه سر بالین می‌گذارند یا نان خشک می‌خورند و افرادی در این منطقه هستند که در شبانه‌روز فقط یک وعده غذا می‌خورند و اکثر مردم این منطقه صبحانه نمی‌خورند.

در پاسخ به این سوالم که غذای غالبتان چیست؟ اظهار کردند: قوت غالب ما ماست و یونجه آب‌پز است و در برخی مواقع برنج هم می‌خوریم، بعضی اوقات آب نخود (آب نخود مانند آبگوشت پخته می‌شود با این تفاوت که در آن گوشت وجود ندارد)، این روزها تخم مرغ گران شده و دیگر در سبد غذایمان نیست.
 
عدم وجود سرویس بهداشتی و حمام در همه خانه‌ها

"سمیرا جلالی" بهورز روستاهای ملک‌آباد، شیرآباد، ابراهیم‌آباد، مرادآباد، شهدوست و به‌نظر به ایسنا گفت: در این روستاها 500 خانوار متشکل از یک هزار و 405 نفر زندگی می‌کنند و متاسفانه اکثر این مردم عصبی هستند به‌طوری‌که 60 نفر آنها به افسردگی شدید مبتلا هستند.

وی از ناموفق بودن دو اقدام خودکشی در این روستا در سال‌جاری خبر داد و بیان کرد: متاسفانه در سه سال اخیر سه نفر به دلیل خودکشی فوت کرده‌اند.

بهورز این منطقه به سوء‌تغذیه کودکان این روستا اشاره کرد و افزود: مردم برای درمان باید مسافت زیادی بپیمایند و به ریگان بروند و در برخی مواقع مادران باردار قبل از رسیدن به بیمارستان وضع حمل می‌کنند.

وی با بیان این مطلب که حضور پزشک متخصص به طور متوسط ماهیانه یکبار در منطقه داریم، عنوان کرد: مردم این منطقه بیشتر به بیماری‌های فشار خون، عصباب و روان دچارند، همچنین سه نفر به سرطان کلیه مبتلا هستند و یک دختر بچه به تالاسمی ماژور مبتلا است.

جلالی با اذعان این مطلب که محرومیت روستاهای ده‌نظر و ابراهیم‌آباد بیش از سایر نقاط این منطقه است، اظهار کرد: برخی از خانه‌ها سرویس بهداشتی ندارند، به‌طوری‌که ده‌شهدوست اصلا سرویس بهداشتی نداشت که سپاه دو سرویس بهداشتی در این روستا احداث کرده است.



وی به عمق محرومیت این منطقه اشاره و تاکید کرد: 8 خانوار در این منطقه وجود دارد که بسیار محرومند و ممکن است در سال حتی یکبار هم نتوانند گوشت قرمز تهیه و مصرف کنند.

از اهالی روستای ملک‌آباد خداحافظی کردیم و به سمت روستای همت‌آباد حرکت کردیم اما از گرمای هوا و تشنگی جان به لب شده بودم.

وجود بیماری‌های ژنتیکی

گروه‌های جهادی در مدرسه این روستا مستقر شده بودند. به داخل مدرسه و در کلاسی که پرستاران در آنجا مستقر بودند، رفتم، یک کولر در کنار در روشن بود، هوا دم کرده بود، از پرستاران تعداد افرادی که در این اردوی جهادی شرکت دارند، پرسیدم که یکی از آنها گفت: سه روز است که در اینجا مستقریم و در این مدرسه متخصص داخلی و اطفال، سه دانشجوی پزشکی و سه پرستار وجود دارد.

یکی از پرستاران با بیان این مطلب که به دلیل آب آلوده، عفونت ادراری در بین اهالی این روستا زیاد است، تصریح کرد: در اینجا بیماری چشمی زیاد است و احتمال می‌دهم به دلیل ازدواج‌های فامیلی باشد، همچنین تعداد کر و لال نیز در بین اهالی اینجا زیاد مشاهده کردیم.

وی از وجود کم خونی در بین بانوان این اهالی خبر داد و بیان کرد: بیماری دیابت در مردم روستای همت‌آباد زیاد وجود دارد که شاید به دلیل مصرف زیاد خرما باشد، گفتنی است که دو نفر به بیماری هپاتیت نوع A و  Bمبتلا بودند که خودشان از این موضوع متاسفانه آگاه نبودند.

یکی دیگر از پرستاران به عمق محرومیت در این روستا اشاره کرد و افزود: حمام که اصلا ندارند و برخی خانه‌ها سرویس بهداشتی نیز ندارند، اما اگر مصالح در اختیار گروه‌های جهادی دانشگاه قرار دهند، آماده هستند تا برای آنها سرویس بهداشتی و حمام برای این روستا احداث کنند.

وی به حضورشان در روستای ده رضا اشاره کرد و از عدم ادامه تحصیل برخی از دانش‌آموزان سخن به میان آورد و ادامه داد: ما در مدرسه ده‌رضا مستقر بودیم. همه امکانات این مدرسه محیا بود اما اذعان می‌کردند که به دلیل مصوبه‌ای مبنی براینکه برای راه‌اندازی این مدرسه باید حداقل 60 دانش آموز دختر و 60 دانش آموز پسر در آن ثبت نام کرده باشند، این مدرسه راه‌اندازی نشده بود.

غیرت و نوع دوستی

برای خواندن نماز به داخل روستا رفتیم. برای آنکه میزان نوع دوستی و غیرت در بین فرزندان این غیور مردان را محک بزنم، رفتم جلو و به یک دختر خانمی که کلاس چهارم دبستان و در ورودی درب مسجد ایستاده بود، گفتم دکمه مانتویم پاره شده است یک سوزن و نخ به من می‌دهید تا آن را بدوزم، گفت: ندارم، از او خداحافظی کردم و به سمت پسر بچه‌ای که دورتر از مسجد در حال شستن صورتش در جلوی خانه‌ای بود، با دوستم رفتیم و از او تقاضای نخ و سوزن برای دوختن دکمه مانتویم کردم.

پسرک کلاس هشتم بود، گفت: خانه ما اینجا نیست خانه مادر بزرگم است، اما صبر کنید از مادر بزرگم نخ و سوزان برایتان می‌گیرم و رفت در خانه نخ و سوزان برایم آورد. به او گفتم، نمی‌توانم سوزان را نخ کنم، سوزن و نخ را گرفت و برایم نخ کرد، گفتم کجا بروم لباسم را بدوزم، حمام را نشان داد و گفت برو داخل حمام و درب را از داخل نیز ببند تا کسی داخل نشود، رفتم دو دقیقه خود را معطل کردم و بیرون آمدم و نخ و سوزان را به او دادم و به مسجد رفتم.

به سمت روستای 800 متری چاه ملک حرکت کردیم و در مسیر برای آنکه چه کسانی باید به روستای سرزه بروند بحث بود زیرا فقط چهار نفر می‌توانستند به آنجا بروند زیرا آن روستا صعب العبور بود و با این خودروهایی که در اختیار داشتیم نمی‌توانستیم برویم و باید با نیروهای سپاه که برای سرزنی به آنجا می‌رفتند، برویم که گفتم من باید بروم، یکی از همراهان گفتند که شما خانم‌ها بمانید و آقایان بروند که با غضب جوابش را دادم ... .

محرومیت در اینجا موج می‌زند

در روستای 800 متری 25 نیروی جهادگر حضور داشتند که به مردم این روستا خدمت‌رسانی می‌کردند که شامل یک پزشک عمومی و یک دندان‌پزشک و گروه فرهنگی بودند و در مسجد روستا مستقر بودند.

سرپرست این تیم جهادی با بیان این مطلب که بیشتر مراجعین زنان بوده‌اند به ایسنا می‌گوید: برخی از داروهای آنها را تامین کرده‌ایم که هزینه این داروها از طریق خیرین و بسیج تامین کرده‌ایم.

وی وضعیت اطراف کرمان را اسفبار دانست و عنوان کرد: بهداشت در اینجا تعریف نشده است و آن چیزی که وجود دارد(محلی که حمام می‌کنند) بیشتر عامل شیوع بیماری است، همچنین افراد زیادی دچار سوءتغذیه هستند.

این جوان جهادگر با گلایه از عدم همکاری مسئولین گفت: در این مدتی که در اینجا حضور داشتیم فقط بچه‌های سپاه و بسیج به ما سر می‌زنند.

یکی از اهالی روستا از سختی‌های زندگی در این منطقه سخن گفت و اظهار کرد: شغلی نداریم و مجبوریم به ایرانشهر قاچاق سوخت کنیم.
 
دیگر تشنگی بی‌طاقتم کرد و تقاضای آب خوردن کردم که یکی از جهادگران برایمان آب آورد که یک کودک حدودا 3 یا 4 ساله در دستان کوچکش حدود 6 لیوان یکبار مصرف بود، آمد و لیوان یکبار مصرفی که در دستم بود را درخواست کرد به او بدهم در آغوش گرفتمش و پرسیدم می‌خواهی با این لیوان‌ها، چه‌کار کنید، گفت که می‌خواهم در آنها آب بخورم.

آنچه که در این چند روستا مورد توجه بود که بانوان از دیسک کمر می‌نالیدند که یکی از این بانوان گفت: در نوجوانی و جوانی از رودخانه آب باید می‌آوردیم و دبه‌های آب را از رودخانه تا خانه که مسیر طولانی بود، روی سرم می‌گذاشتم و متاسفانه پیامد آن امروز به دیسک کمر مبتلا شدم.

از مردم این روستا خداحافظی کردیم که در اول جاده سرزه ایستادیم تا تصمیم گرفته‌شود چه کسانی به روستای سرزه بروند بچه‌های سپاه در آنجا منتظر ما بودند و بیان کردند که همه شما را می‌توانیم همراه خود ببریم که در آنجا یکی از آقایان همراهمان اعلام کرد که نقاط صعب‌العبور به درد مستند نمی‌خورد و نمی‌آیم؛ 6 نفر دیگر گروه به سمت سرزه حرکت کردیم.

برنامه‌ها فشرده بودند و لذا نهار تصمیم گرفیم که نهار را در خودروها صرف کنیم. وارد جاده سرزه شدیم ماشین به میزانی تکان می‌خورد که قاشق وقتی به دهانمان می‌رسید فقط چند دانه برنج در آن باقیمانده بود. از غذا خوردن پشیمان شدم و تصمیم گرفتم که به تماشای زیبایی مسیر بنشینم یک سمت راست جاده فرشی از سنگ‌های سیاه که میگفتند سنگ کرومیت است و سمت چپ مسیر قسمت منتهی به روستای سرزه درختان نخل و فضای سبز بود، پس از طی نمودن 45 کیلومتر وارد روستای سرزه شدیم.

سرزه

از دور سه جوان بسیجی که اسلحه به دوش داشتند، در ورودی روستا در حال نگهبانی بودند. از خودروها پیاده شدیم آنچه می‌دیدیم خانه‌های با نمای سیمان که نوساز بودند و اتاقک‌هایی با نمای سنگ سیاه و گل که بسیار این اتاقک‌ها چشم نواز بودند.

یک گروه جهادی که در حال ساخت یک بنا بودند توجه‌ام را جلب کرد. از گروه جدا شدم و به سمت آنها رفتم و پرسیدم که چه احداث می‌کنند؟ یکی از آنها گفت: ما از گروه جهادی یزد آمده‌ایم و در حال احداث یک واحد مدرسه 4 کلاسه دوره دوم هستیم.

یکی دیگر از جهادگران که زیر شلاق‌های آفتاب صورتش سرخ شده بود، به ایسنا گفت: مصالح مورد نیاز ساخت این مدرسه را سپاه تامین کرده است و گروه جهادی ما که متشکل از 40 نفر از یزد آمده‌ایم دیوار چینی این مدرسه را انجام می‌دهیم.
 
"عیسی نژادی‌مقدم" دهیار روستای سرزه در این رابطه به ایسنا گفت: روستای سرزه 750 نفر جمعیت دارد، گفتنی است که کل جمعیت روستاهای سرزه، آب گرم، کریچ، ده‌مراد، کوچ کهور، چشمه‌گدار و ده قنبر حدود یک هزار و 200 نفر می‌باشد.

دهیار روستای سرزه جاده و آب را مشکلات اصلی این روستا دانست و بیان کرد: 10 کیلومتر اول جاده سرزه آسفالت شده است و زیرسازی مابقی جاده انجام شده است اما آسفالت ریزیش نکردند.

از جمع مسئولین جدا شدم و رفتم به سمت 6 پسر بچه، آنها با دیدن من فرار کردند از دور با آنها صحبت کردم تا پس از چند دقیقه اعتمادشان را جلب کردم و از آرزوهایشان برایم گفتند، سعید کلاس پنجم و فرشید کلاس ششم دوست داشتند که بزرگ شدند، کشاورز شوند.
 
آنها می‌گفتند: در روستا فقط افراد پیر معتاد هستند و تریاک یا شیره مصرف می‌کنند و جوانان اصلا معتاد نیستند.

نمی دانم امروز آفتاب بی‌رحمی شده بود یا اینکه همیشه به این میزان بر منطقه ریگان می‌تابد تا سختی زندگی را بر این مردم بیشتر کند.

یکی از اهالی شغل مردم این روستا را کشاورزی اعلام کرد و افزود: درآمد سالیان ما حدود 5 میلیون تومان است و مایحتاج سال را با این درآمد و یارانه تامین می‌کنیم و برخی از دختران و پسران روستا به دلیل عدم بضاعت مالی ترک تحصیل می‌کنند.

سرگرد "مصطفی دهقانیان" فرمانده سپاه ریگان گفت: گروه‌های جهادی از 9 شهریورماه تا 29 شهریورماه در مناطق محروم حضور یافتند که حدود 100 گروه جهادی در شهرستان ریگان در عرصه‌های بهداشت و درمان، عمرانی، فرهنگی، آموزشی، تعلیم و تربیت و ... به ساکنین مناطق محروم خدمات‌رسانی می‌کنند.

وی با بیان این مطلب که پیش‌بینی می‌کنیم تا پایان شهریورماه این گروه‌های جهادی به 20 هزار نفر از مردم شهرستان ریگان خدمت رسانی کنند، تصریح کرد: گروه‌های جهادی از داخل و خارج از استان به این منطقه آمده‌اند که عمده آنها گروه‌های پزشکی و عمرانی هستند.

فرمانده سپاه ریگان بر تقویت گروه‌های جهادی محله محور تاکید کرد و ادامه داد: این مدرسه که اکنون گروه جهادی یزد دیوار چینی آن را به مدت 10 روز انجام می‌دهد، زیرسازی اولیه آن توسط گروه جهادی خود روستا صورت گرفته است.

به سمت یک گروه دختر بچه(حدودا 10 نفر) که پشت دیوار سرک می‌کشیدند رفتم، آنها نیز با دیدنم فرار کردند و به داخل مسجد پناه بردند، درب مسجد ایستادم و با صحبت‌هایم، اعتمادشان را جلب کردم.
 
"رقیه" آرزو داشت که در شهر زندگی کند، وقتی علت آن را پرسیدم، گفت: اگر بیمار شوم، می‌توانند سریع به بیمارستان منتقلم کنند، زمانی که کنکاش کردم تا ریشه این آرزو را متوجه شود، فهمیدم که مادر این کودک بیمار است.

"عصمت" نیز دوست داشت در شهر زندگی کند و دلیل علاقه‌اش وجود مغازه‌هایی که می‌توان از آن شکلات خرید، بود.

این دخترها از مشکلات روستایشان سخن به میان آوردند و گفتند: برخی از منازل سرویس بهداشتی ندارند و برای استحمام به خانه‌های همسایه‌هایی که حمام دارند می‌رویم، همچنین فشار آب بسیار کم است که قطعی زیاد دارد.

از دخترها پرسیدم اینجا امنیت دارد و آیا شما به راحتی می‌توانید در این دشت تردد کنید و بازی کنید؟ همه آنها گفتند بله و مشکلی نداریم.

به سمت یکی از بسیجیانی که در حال نگهبانی بود، رفتم و خود اینگونه معرفی کرد؛ "وحید هاشم‌زهی" 19 ساله و دارای مدرک دیپلم هستم و ادامه داد: جوانان این روستا دوست دارند که یک زمین فوتبال داشته باشیم و ما برای بازی مجبوریم به ریگان برویم.

وی با اشاره به اینکه خانه بهداشت داریم و هر یک ماه یا دو ماه یکبار پزشک به روستا می‌آید،عنوان کرد: هیچ مورد طلاقی در روستا نداریم و حرف آخر در این روستا آقایان می‌زنند، اما سه نفر از مردان این روستا دارای دو همسر هستند.

از 50 حلقه چاه آب روستا فقط 2 حلقه آن را برقی و مابقی را پلمب کنید

یکی دیگر از بسیجیان که نگهبانی می‌داد به نزدیک ما آمد و از مشکلات روستا گفت: متاسفانه درختان نخلمان که تنها منبع درآمدمان است در حال خشک شدن هستند و به موتور برق نیاز داریم تا بتوانیم درختانمان را آبیاری کنیم، زیرا موتورهای بنزینی که داریم خراب شده‌اند و همچنین 4 سال است که سوخت ما را قطع کرده‌اند.

بسیجیان بیان کردند: در این روستا حدود 50 حلقه چاه وجود دارد و در 3 متری زمین نیز به آب می‌رسیم، اما حاضریم که فقط دو حلقه از این 50 حلقه چاه آب را برقی کنند و مابقی را پلمب کنند.

آنها اظهار کردند: ماهیانه دو یا سه بار یک تانکر برای ما آب آشامیدنی می‌آورد و ما باید از آب مانده در طول ماه استفاده کنیم.

آنها نیز وجود امنیت در روستا سخن گفتند و عنوان کردند: از وقتی سپاه آمده است اینجا خیلی امن شده است.

یکی از آنها از ناامنی‌های چندین سال قبل داستانی برایم تعریف کرد اما متوجه لهجه‌اش نمی‌شدم فقط فهمیدم که چند سال قبل اشرار مسلح یکی از اعضای خانواده‌اش را کشته‌اند و خدا را برای امنیت موجود شکر می‌کرد. و آنچه مهم بود که خانم‌ها در این روستا از خانه‌های خود بیرون نبودند و ما هیچ یک از آنها را مشاهده نکردیم وقتی علت را جویا شدم گفتند که خانم‌ها در خانه در حال بسته بندی خرما هستند.

سپاه عضوی از خانواده کودکان سرزه

آنچه که جلب توجه می‌کرد این بود که کودکانی که از من فرار می‌کردند وقتی که فرمانده سپاه ریگان وارد جمع آنها می‌شد، بدون هیچ واهمه‌ای در کنارش می‌ایستادند و وقتی از آنها می‌خواست برایش سوره‌ای از قرآن بخوانند دختر و پسر با آسودگی خیال، قرآن می‌خواندند.

این مهم نشان می‌داد که سپاه در این مناطق محروم حضور فعال دارد و به مردم آنجا خدمت رسانی می‌کند و در قلب کودکان این منطقه جای خود را باز کرده است و شاید سپاه یکی از معدود ارگان‌هایی باشد که هنوز در راستای آرمان‌های انقلاب گام برمی‌دارد.
 
گزارش از «سارا سلطانی» خبرنگار ایسنای منطقه کویر
   



 



انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: