• دوشنبه ۴ تیر ماه، ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۴
  • دسته بندی : اقتصادی
  • کد خبر : 974-684-5
  • خبرنگار : 18
  • منبع خبر : تولیدی

رییس بخش اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان در گفت‌وگو با ایسنا:

مردم ایران، مردم ونزوئلا نیستند!/گرانی یک واقعیت و کمپین «نه به خریدن» یک آدرس غلط است

رییس بخش اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان با یادآوری تجربیات سال‌های 71 و 91 در اقتصاد کشور اظهار کرد: مردم ایران تا تورم 50 درصدی را نیز تحمل خواهند کرد، اما امروز این هشدار را به دولت‌مردان می‌دهیم که مواظب باشید، همانگونه که اقتصاد ایران، اقتصاد ونزوئلایی نیست، مردم ایران هم مردم ونزوئلا نیستند و به‌نظرم می‌رسد که مردم بیش از این دیگر تحمل ندارند و آقایان باید فکری کنند.

دکتر "علیرضا شکیبایی" در گفت‌و گوی تفصیلی با خبرنگار ایسنا منطقه کویر، در خصوص وضعیت اقتصادی کشور گفت: ریشه اقتصاد کشور مشکل دارد و عوامل اقتصادی باعث مشکلات شده است که بحث تحریم‌ها و سایر مشکلات برون مرزی این مشکل را تشدید کرده است.

وی با بیان این مطلب که وقتی نقدینگی در کشور به حدود یک هزار و 400 هزار میلیارد تومان می‌رسد، تبعاتی نیز به همراه خود خواهد داشت، اظهار کرد: می‌توانست در آن زمان با مدیریت صحیح، تبعات این موضوع نیز مثبت باشد به‌طوری‌که این نقدینگی به سمت فعالیت‌های مولدها هدایت شود اما وقتی این نقدینگی با سوء مدیریت به سمت عوامل مخرب اقتصاد مثل؛ خرید و فروش دلار، سکه، خودرو و ... حرکت می‌کند، باید نیز شاهد چنین وضعیتی باشیم.

سیگنال‌هایی که دولت به بازار برای گرانی داد

این دکتری اقتصاد با اعتقاد براینکه دولت در این مساله کوتاهی کرده است و نقدینگی را به خوبی مدیریت نکرده است، تصریح کرد: صف‌های طولانی برای خرید برخی کالاها نشان‌دهنده آن است که نقدینگی وجود دارد که متاسفانه در کشور مدیریت نشده است.

وی به بازار خودرو، دلار و سکه اشاره کرد و افزود: سیگنال‌هایی که دولت، صنعت، کارخانه‌داران و تولیدکنندگان بزرگ که وابسته به دولت هستند، به بازار دادند سبب شد این اتفاقات چند ماه اخیر را رقم زنند. به‌گونه‌ای که فروش خودرو در فروردین، اردیبهشت و اوایل خردادماه متوقف شد، حال اینکه بحث این نیست که خودرو احتکار شد یا نشد؛ بحث این است که در این مدت اصلا فروشی وجود نداشت.

شکیبایی ادامه داد: طبیعی است که وقتی بنگاه‌های انحصاری حتی یک روز عرضه خود را قطع کنند، به بازار شوک وارد می‌شود، حال می‌بینیم که خودروسازان داخلی حدود 2.5 ماه عرضه را قطع کردند، بنابراین گرانی خودرو طبیعی است.

وی به دلایل افزایش سکه پرداخت و عنوان کرد: بانک فروش سکه را قطع کرد. وقتی این فروش قطع شد، خود به خود این سیگنال افزایش قیمت به بازار داده می‌شود.

رییس بخش اقتصاد دانشگاه شهید باهنر کرمان بزرگترین اشتباه در بحث افزایش قیمت دلار را به بانک مرکزی نسبت داد و بیان کرد: بانک مرکزی به تجار علامت داد که به جای دلار، مبادلات خارجی خود را با یورو انجام دهید، غافل از آنکه هر چیزی را که کم کنیم قیمت آن افزایش می‌یابد، بنابراین شوک اولیه را بانک مرکزی به بازار داد.

سوءمدیریت؛ نابسامانی اقتصادی را ادامه دار، کرده است

وی ترکیب سوء مدیریت مقامات اقتصادی دولت و اخبار منفی در بحث خروج آمریکا از برجام را دلایل اصلی وضعیت نابسامان اقتصادی کشور در سه ماه اخیر ذکر کرد و افزود: متاسفانه سوءمدیریت در مقامات اقتصادی ما وجود دارد و تصمیمات اشتباه می‌گیرند. نمی‌خواهیم بگوییم که این تصمیمات عامدانه است حداقل می‌توانیم بیان کنیم که ناآشنایی مدیران اقتصادی از مسایل و پیچیدگی‌های اقتصاد کشور هست، بنابراین این نابسامانی ادامه دارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان آثار تخریبی این شوک‌ها را خیلی مخرب‌تر از عدم کار کردن برای کشور دانست و خاطرنشان کرد: ای کاش هیچ کس، هیچ‌کار نمی‌کرد و برنامه‌ای برای توسعه کشور نداشتیم اما این تخریب‌ها را نداشتیم، قطعا نتیجه این است که در سال‌های 97 و 98 رشد اقتصادی کشور منفی، کاهش اشتغال، افزایش نرخ بیکاری و کاهش صادرات را شاهد خواهیم بود.

وی اضافه کرد: اگر صادرات غیرنفتی کاهش یابد و صادرات نفت نیز به خاطر مسایل برجام کاهش پیدا کند، آینده روشنی برای اقتصاد سال 97 پیش‌بینی نمی‌کنیم و وقتی این آینده روشن نباشد لذا باید در سیاست‌های اصولی نیز مجبوریم برای حفظ سیستم و چهارچوب کشور، تجدید نظر کنیم.

عدم پذیرش اشتباه از طرف مسئولین اقتصادی

شکیبایی تاکید کرد: این وضعیت کنترل شده نیست و راهی شروع شده است که دیگر کنترل آن دست خودشان نیست اما دولت اگر بخواهد، اکنون نیز می‌تواند این وضعیت را کنترل کند. باید مدنظر داشت که 50 درصد سیاست صحیح این است که بدانیم که اشتباه کرده‌ایم اما متاسفانه مقامات اقتصادی کشور ما این یقین و باور را ندارند که اشتباه کرده‌اند لذا وقتی باور ندارند که اشتباه کرده‌اند، صحبت از تصحیح و مدیریت صحیح آن فایده ندارد.

وی ادامه داد: اگر چه خیلی دیر شده است و امروز خیلی وضعیت نامناسب‌تر از دو ماه قبل است و کار سخت‌تر شده است اما امکان مدیریت آن وجود دارد، ولی متاسفانه به نظر می‌رسد که دولت نمی‌خواهد درستش کند، زیرا که باور ندارد که اشتباه کرده و بر این باور است که درست عمل کرده، در صورتی که با اتخاذ برخی تصمیمات و خبررسانی دولت؛ مانند بنزین ریختن روی آتش عمل کرده و بر این اوضاع آشفته دامن می‌زد.

این دکتری اقتصاد اظهار کرد: دولت یا باور ندارد که سیاست‌هایش اشتباه است یا مقامات اقتصادی او اجرای سیاست‌های صحیح اقتصادی متناسب با ساختار اقتصادی را بلد نیستند.

شکیبایی به برندگان این سیاست‌های اشتباه اشاره کرد و به ایسنا گفت: افراد زیادی ذینفع هستند، به‌گونه‌ای که ذینفعان وابسته به دولت، نفع خود را می‌برند. شرکت‌های پتروشیمی، شرکت‌های خودروساز، شرکت‌های وارد کننده خودرو و افراد خاصی که در حجم بالا خرید می کند از جمله کسانی هستند که از این بازار آشفته سود می‌برند.

وی تاکید کرد: زمانی که سیاست غلط باشد افرادی هستند که از این سیاست غلط رانت‌ها و سودهای نصیب‌شان می‌شود و افرادی نیز هستند که به کلی نابود می‌شوند، حتما اثرات مخربی در بلندمدت خواهد داشت.

در ایران فقر مطلق وجود دارد یا فقر نسبی؟

رییس بخش اقتصاد دانشگاه شهید باهنر  کرمان از تفاوت فقر مطلق و فقرنسبی سخن به میان آورد و به ایسنا گفت: امروز شاهد پرداخت یارانه، وجود نهادهای حمایتی و توزیع چند قلم خاص در کشور به صورت یارانه‌ای هستیم که خود نشان دهنده ان است که فقر مطلق شدید در ایران وجود ندارد.

وی ساختار اقتصادی ایران را به‌گونه‌ای دانست که فقر مطلق در آن به وجود نمی آید تصریح کرد: یکی از اشتباهات دولت در این است که اگر می‌خواهد فقر زدایی کند؛ باید فقر مطلق را از بین ببرد و به این دلیل است که وزارت کار و امور اجتماعی بسته‌های غذایی بین مردم توزیع می‌کند بنابراین این سیاست از پایه اشتباه است.

شکیبایی با بیان این مطلب که ما فقر نسبی داریم، اظهار کرد: مردم سرعت رشد خود را با یکدیگر می سنجند و وقتی مشاهده می‌کنند که سرعت رشدشان پایین است و دیگران بدون هیچ تلاش و کاری به ثروت‌های بادآورده می‌رسند، احساس فقر می کنند.

فاصله طبقاتی

وی با تاکید براینکه مشکل ما فاصله طبقاتی است نه فقر مطلق، مطرح کرد: در علم اقتصاد فاصله اقتصادی بین افرادی که کمترین بهره‌برداری را دارند با افرادی که بیشترین بهره‌برداری را دارند بین 7 تا 10برابر منطقی می دانند؛ اما با آنکه آمار دقیق ندارم اما اذعان می‌کنم که فاصله طبقاتی در جامعه 70 برابر حالت معمول است.

این دکترای اقتصاد اضافه کرد: سیاست‌های اقتصادی در حال تشدید نابرابری و فاصله طبقاتی است و نتیجه آن فقر نسبی در جامعه است، لذا در این تبعیض شدید نباید انتظار افزایش رشد اقتصادی، صادرات، اشتغال و ... باشیم و این مهم می‌تواند برای موجودیت یک نظام خطرناک باشد.

وی با بیان این مطلب که این فاصله زیاد طبقاتی در گذشته در کشور ما نبوده اما در چند سال اخیر در سایه سیاست‌گذاری‌های غلط اقتصادی به‌وجود آمده است، تصریح کرد: متاسفانه اگر این اندیشه ایجاد نابرابری در برخی از مشاوران دولت بوجود بیاید و رشد اقتصاد را در نابرابری ببینند، این مبانی نظری اشتباهی دارد و هیچ کشوری از دنیا این را تایید نمی‌کند.

شکیبایی نابرابری بیشتر را پایه رشد اقتصادی ندانست و عنوان کرد: متاسفانه برخی از مشاوران دولت اعتقاد بر نابرابری دارند، و به همین موضوع نیز باید اذعان کرد که دولت مشاوران اقتصادی خوبی ندارد.

نرخ تورم چند است؟

وی در پاسخ به این سوال که نرخ تورم چند است؟ بیان کرد:اگر بخواهیم نرخ تورم را برپایه دلار حساب کنیم، اگر ارزش پول ما 50 درصد کاهش پیدا کرده است بنابراین تورم نیز به همین نسبت خواهد بود پس در این شرایط تورم یک رقمی نیست زیرا تورم یک رقمی زمانی محقق می‌شود که نرخ ارز ثبات داشته باشد.

کمپین«نه به خریدن»

وی با تاکید بر اینکه دولتمردان نباید اطلاعات غلط را به جامعه دهند، تصریح کرد: قیمت‌های که توسط خرده‌فروشان و مردم افزایش پیدا می‌کند اصطلاحا گران‌فروشی می‌گویند که این موضوع به معنای تورم نخواهد بود. آنچه‌ که امروز در جامعه مشاهده می‌کنیم، گران کردن اجناس از سوی دولت به رسمی یا غیر رسمی است و وقتی خودمان اجناس را گران کرده‌ایم، لذا کف جامعه (خرده فروشان) نیز مجبورند که قیمت های خود را گران کنند.

شکیبایی با تاکید بر اینکه این گرانی بحث فرهنگی نیست، اظهار کرد: متاسفانه برخی اطلاعات غط می‌دهند که مردم ایران؛ چون اجناس گران شده است، نخرید و این گرانی‌ها به دلیل هجوم مردم به بازار است؛ در حالی که واقعیت این چنین نیست. ریشه گران کردن اجناس در کشور با تصمیم عامدانه است و مردم مجبور هستند برای حفظ ارزش پولی و حفظ زندگی خود به بازار هجوم بیاورند، بنابراین نباید مردم را مقصر جلوه داد.

وی اضافه کرد: اگر مردم هیچی هم نخرند، جلوی گرانی گرفته نخواهد شد چون عمدا نرخ ارز را افزایش داده‌ایم و دولت دارد گرانی را ایجاد می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان با تاکید براینکه کمپین «نه به خریدن» مشکلی را حل نمی‌کند، تصریح کرد: وقتی که مقرر نبوده که گرانی ایجاد شود آنگاه به دلایل روانی، اجتماعی و سیاسی به بازار هجوم آورده‌اند، آن زمان است که کمپین به مردم آگاهی می‌دهد که اگر نخرید قیمت‌ها افت خواهند کرد ولی اکنون این مساله نیست زیرا دولت و کارخانجات بزرگ ما تصمیم به افزایش قیمت گرفته‌اند لذا در اینجا تشکیل کمپین بی‌فایده است.

وی بیان کرد: افزایش قیمت‌ها روانی نیست بلکه واقعی است و مساله این است که به طور واقعی دلار و ... افزایش قیمت پیدا کرده‌ و وقتی این اتفاقات رخ دهد گرانی خود به خود ایجاد می‌شود، پس حالا آیا باید من دروغ به مردم بگویم که به کمپین "نه به خریدن" بپیوندید؟ وقتی من علم و آگاهی دارم که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، این توصیه اشتباه را نمی‌کنم.

شکیبایی با بیان این مطلب که افزایش قیمت‌های که دولت اذعان می‌کند روانی است، دروغ بوده بلکه این افزایش قیمت ها نه تنها روانی نبوده، بلکه واقعی است، تصریح کرد: کمپین «نه به خریدن» زمانی که این موضوع واقعی است؛ چه کمکی خواهد کرد؟ آیا دولت به مردم قول خواهد داد که اگر به کمپین «نه به خریدن» بپیوندند قیمت خودرو، نرخ ارز و ... در ماه آینده نصف می‌شود؟ آیا چنین حرفی از دولت شنیده‌اید؟ خیر؛ پس گرانی یک واقعیت است و کمپین یک آدرس غلط دادن است.

وی نرخ ارز و تسهیلات بانکی را پایه‌های اقتصاد برشمرد و بیان کرد: وقتی نرخ ارز و تسهیلات بانکی توسط دولت به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که افزایش قیمت داشته باشیم، بنابراین بحث روانی نیست و با راه انداختن کمپین مشکلی از ما حل نخواهد شد.

رییس بخش اقتصادی دانشگاه شهید باهنر کرمان در پاسخ به این سوال که آیا احتمال برگشت قیمت‌ها وجود دارد؟ به ایسنا گفت: خیر و در خوشبینانه‌ترین حالت این است که این قیمت‌ها ثابت بماند و بدبینانه‌ترین حالت این است که قیمت‌ها افزایش پیدا کند؛ اما اگر سیاست‌های بنیانی توسط دولت یا بانک مرکزی تغییر یابد امکان کاهش قیمت وجود دارد که چنین تغییری را مشاهد نمی‌کنیم.

وی تغییر سیاست‌های اقتصادی را زمان‌بر ندانست و عنوان کرد: ما می‌توانستیم در سه ماه گذشته مقداری سود بانکی را افزایش داده و مقداری از نقدینگی را جذب کرده و سپس بانک مرکزی و دولت این نقدینگی جذب شده را مدیریت می‌کرد، اما متاسفانه شاهد چنین اقدامی نبودیم و دیگر کار از کار گذشت، شاید این کار عامدانه بود اما نتیجه خوبی برای اقتصاد ایران نخواهد داشت.

مردم ایران، مردم ونزوئلا نیستند

این دانشیار دانشگاه شهید باهنر کرمان با بیان این مطلب که متاسفانه این سیاست‌ها ممکن است ما را به سمت ونزوئلایی شدن سوق دهد، خطاب به دولت‌مردان گفت: آستانه تحمل مردم ایران مانند مردم ونزوئلا نیست و مردم ما با تورم بالای 50 درصد می‌پاشند. درصورتی که در ونزوئلا با تورم 400 درصد هنوز سیستم نپاشیده است. سیاستمداران این اشتباه را که اگر ونزوئلا کاهش پول ملی را زیاد کرده‌ اما هنوز سرپاست، نکنند اما بدانید که آستانه تحمل جامعه ایرانی مانند مردم ونزوئلا نیست و باید شناخت درستی از مردم ایران داشته باشند.

وی با یادآوری تجربیات سال‌های 71 و 91 افزود: مردم ایران قطعا تا تورم 50 درصدی را تحمل می‌کنند اما امروز این هشدار را به دولت‌مردان می‌دهیم مواظب باشید، همانگونه که اقتصاد ایران، اقتصاد ونزوئلا نیست، مردم ایران هم مردم ونزوئلا نیستند. به‌نظرم می‌رسد که مردم بیش از این دیگر تحمل ندارند و  آقایان باید فکری بکنند.

وی تاکید کرد: مردم ایران به هیچ‌وجه تورم بالای 50 درصد را تحمل نمی‌کنند، حال هرچه شما بگویید که تورم 50 درصد نیست اما هست و زمانی که کاهش ارزش پول ملی دو برابر می‌شود به نسبت آن قیمت‌ها نیز تغییر پیدا می‌کند.

این استاد دانشگاه افزایش قیمت‌ها را حباب ندانست بلکه تغییر بنیان‌های اقتصاد دانست و بیان کرد: بخشی از این تغییر بنیان‌های اقتصاد را دولت‌ها انجام می‌دهند، به‌طور‌مثال در اوج افزایش قیمت‌ها وزارت صنعت و معدن اعلام می‌کند که واردات خودروی خارجی ممنوع؛ در ظاهر این یک حرف زیبایی است و مردم نیز خوشحال خواهند شد که جلوی واردات خودرو خارجی گرفته می‌شود اما معنای اقتصادی آن این است که قیمت خودروهای خارجی که در ایران موجود است، افزایش پیدا می‌کند و زمانی که قیمت خودروی خارجی افزایش پیدا می‌کند سایر خودروهای داخلی که قیمت آنها با نسبت قیمت خودروهای خارجی سنجیده می‌شوند آنها نیز افزایش قیمت پیدا می‌کنند.

وی خطاب به وزارت صنعت، معدن و تجارت گفت: نباید در این شرایط چنین تصمیمی بگیرید بلکه باید اجازه کاهش قیمت خودروی خارجی داده شود تا سایر قیمت‌ها که با آنها تنظیم می‌شوند نیز کاهش قیمت یابند. بنابراین پیام اقتصادی این تصمیم این است که وقتی قیمت خودروی خارجی افزایش می‌یابد، قیمت خودروی داخلی نیز به همان نسبت افزایش می‌یابد.

این دکتری اقتصادی با بیان این مطلب که به نظر می‌رسد که تصمیمات دولت به سمت تصمیماتی با عقلانیت پیش نمی‌رود، اظهار کرد: دولت در بعد اقتصادی اشتباه کرده و دارد این اشتباه را ادامه می‌دهد و قطعا با این روش ما را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. این هشداری است که باید با صدای بلند بگوییم زیرا دلسوز این جامعه هستیم، برای این جامعه، برای پیشرفت اقتصاد و توسعه این کشور خیلی‌ها زحمت کشیده‌اند و ما نباید بگذاریم این فروپاشی اقتصادی بوجود بیاید و باید به تجربیات سایر کشورها توجه کنیم.

گفت‌و‌گو از «سارا سلطانی» خبرنگار ایسنای منطقه کویر


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: